ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

151

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

را پذيرفتند ، همين كه به دار الخلافه رسيدند آزادشان گذاشتند و كار عياران بزرگى يافت ، و دارائى مردم را روزها و شبها مير بودند زيرا مانعى براى اعمال آنها نبود و سپاهيان حمايت آنها ميكردند و سلطان عاجز از مقهور كردن آنها بود ، و اعراب در بلاد و نواحى پخش شده بنا را به نهب و غارت و راهزنى گذاشتند و به پيرامون بغداد رسيده تا جائى كه نزديك به جامع المنصور شده و زنان را در گورستانها لخت ميكردند و جامهء آنها را ميگرفتند . بيان اظهار عصيان احمد ينالتكين و كشته شدن او چنان كه بيان كرديم در سال چهار صد و بيست و پنج ، مسعود بن محمود ، براى جنگ با غزها از هند برگشت . در اثر بازگشتن او احمد ينالتكين در بلاد اظهار عصيان كرد و گروهاگروه افراد را گرد آورد و قصد آزار بلاد كرد . مسعود سپاهى انبوه بسوى او سوق داد . پادشاهان هند از دخول ينالتكين به بلاد خودشان جلوگيرى كردند و گريزگاههاى او از هر سو بسته شد . همين كه لشكريان اعزامى فرا رسيدند با آنها بجنگيد و شكست خورد و به ملتان گريخت و قصد يكى از ملوك هند در شهر بهاطيه نمود و گروه زيادى از سپاهيانش كه سلامت مانده بودند ، همراهش بودند ، آن پادشاه هندى قدرت جلوگيرى از او نداشت و ينالتكين از وى خواست كشتيهائى در اختيارش گذارد كه از رود سند بگذرد وى آن كشتيها آماده كرد و به او داد . در ميان رود سند جزيره‌اى بود كه احمد و همراهانش گمان كردند كه از سمت ديگر متصل به خشكى است و نميدانستند كه آب از همه طرف آن را در بر گرفته است . پادشاه هندى به كشتيبانان دستور داد آنها را در آن جزيره فرود آورده و خود بازگردند و آنها اين دستور را انجام دادند و احمد و همراهانش در آن جزيره ماندند از خواربار آنچه با خود داشتند ، همراه برده بيشتر از آن نداشتند و نه روز در آن جزيره مانده زاد و توشهء آنها تمام شد . بنا را به خوردن گوشت چارپايان خويش گذاردند و نيروى آنها به كاهيد و خواستند در آب روند ، بسبب ژرفاى آن نتوانستند ، بعلاوه